خرید بک لینک
💕💕     بر احوال آن مرد باید گریست   که 

برچسب: نویسنده: هستی یزدانی تاريخ: پنجشنبه 25 آبان 1396 ساعت: 13:13

💕💕     هيچ وقت از جلو ب یه گاو   از عقب ب &

برچسب: نویسنده: هستی یزدانی تاريخ: پنجشنبه 25 آبان 1396 ساعت: 13:13

💕💕

 

 

بخشيدن کسی که بهت بدی کرده تغییر گذشته نیست

 

تغییر آینده ست

 

 

💕💕

برچسب: نویسنده: هستی یزدانی تاريخ: پنجشنبه 25 آبان 1396 ساعت: 13:13

مادربزرگ هميشه ميگفت : دردِ تن يجا نميمونه ... كليه ميزنه به كمر ، كمر ميزنه به پا ، پا ميزنه به قلب ميگفت : درد هي توي تنت تقسيم ميشه ولي دردِ روح ، قُلمبه ميشه يجا امونتُ ميبره هركسي هم كه از راه برسه و بپرسه چه مرگته ؟ فقط ميشه دستتُ رو زانو

برچسب: مادربزرگ, نویسنده: هستی یزدانی تاريخ: يکشنبه 7 آبان 1396 ساعت: 17:39

" مادرا " دروغاشونم ثواب داره گرسنه که باشن میگن سیرن ... درد که داشته باشن میگن خوبن ... و با تموم غصه هاشون بازم برامون میخندن . . . گاهی باید دروغُ راست و راستُ دروغ دونست بی فریب خوردن زندگی سختِ ...! . . . . گاهــــيم دروغ ي زندگـــــي رو

برچسب: نویسنده: هستی یزدانی تاريخ: يکشنبه 7 آبان 1396 ساعت: 17:39

دلم میگيرد از گفتندريغا شهر قلبم راغروبي تيره پوشاندستتمام پيكرم از سردی شبهاي غربت سخت میلرزدحصارذهن من آشفته وتبداردرونم از حباب لحظه ها سرشاركه همچون ضربه ساعتهميشه با قدمهای زمان از دور میآيد وغم چون زخمهاي بر دارتمام پيكرم را ميخراشد از ج

برچسب: نویسنده: هستی یزدانی تاريخ: سه شنبه 2 آبان 1396 ساعت: 21:13

زنی پسری داشت که زیاد دزدی میکرد به سفارش نزدیکاش پسرشو پيش شیخی برد شیخ براش دعایی نوشت و گفت : دعارو به کتفش ببندین , دیگه هيچوقت دزدی نمیکنه وقتيکه به خونه برمیگشتن پسر تو راه عقب مونده بود مادرش ازش خواست سریعتر راه بره و بهش برسه پسر گفت

برچسب: بداستانك, نویسنده: هستی یزدانی تاريخ: سه شنبه 2 آبان 1396 ساعت: 21:13

از شیطون پرسیدن كه كدوم طایفه رو دوست داری؟

گفت : دلالان رو

گفتن : چرا؟

گفت : برا اينكه من با دروغشونم خوشحال بودم

ولي اینا قسم دروغم بهش اضافه كردن !

نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۶/۰۸/۰۱ساعت 7:36 AM توسط روح خسته(سرگردان)| |

برچسب: نویسنده: هستی یزدانی تاريخ: سه شنبه 2 آبان 1396 ساعت: 21:13

صفحه بندی